آزمایش دیوانه ها
در تیمارستانی میخواستند دیوونه ها رو امتحان کنند, زیر چراغی یک میز گذاشتند و روی آن مقدار زیادی روغن ریختند و ازشون خواستند یکی یکی بروند روی میز و چراغ رو عوض کنند دیوونه ها یکی یکی بالا رفتند و خوردند زمین. یکی از دیوونه ها کاغذی گذاشت روی میز و لامپ رو براحتی عوض کرد, همه برایش کف زدند و علت کارش را پرسیدند. گفت : والله قدم نمی رسید کاغذ رو گذاشتم زیر پام تا قدم بلندتر شود
تبریک تولد
به غضنفر میگن تولدت مبارک، میگه: تولد شما هم مبارک !!!!
LOL..خخخخخخخخ...:دی......هه.....
....
وااااااااااااااااااااااااااااااااای تو چرا اینقد شیطونی
ای بابا
وب قشنگی داری... اگه دوست داشتی به من هم سر بزن!راستی لینکت کردم، اخواستی تو هم لینکم کن...
چشم
اومدم بگم وبت رو تحریم کردم....خدافظ
چرا؟؟؟توروخدا نه
تولدشما هم برهمگی مبارک!!!!!
راستی بالاخره رفتی تو؟
آره هیچکدوم از سوالاشو بلد نبودم بعد رفت نمره های ترم قبلمو نگا کرد دید نمراتم خوبه قبولم کرد
گفتن نداره ولی خوب نیست آدم در فضای مجازی خاطراتش رو درج کنه !
مریمممممممممممممم!!!!!!!!خیلی بدی ینی من دیوونه ام؟؟؟
حاج خانوم آپم هااااااااااااااااا
اومدم
وا مگه نگفتن بهت ؟؟؟
چرا خودمم میدونم
آنی ؟؟
آره ولی مسنجرم کار نمیکنه اومدم جایی برا همین مسنجرش خرایه
بیا مسنجر!
نمیتونم!!!!!!!!!!!!
ههههههههه!
هی من نمیخواستم خاطرات روزایی که بدون معلم رو تو آزمایش میکردیمو زنده کنم خودن این کارو کردی دیگه!
الان مبینا زو می اندازم به جونت ها(تنبیه از این بد تر برای تو پیدا نکردم
حالا من هی نمیخوام بگم مبینا هم از این آزمایش سربلند بیرون اومده!
اونو که همه میدونن
کثاااااااااااااااااااااااااااافتاااااااااااااااااااااااا
چراااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو از کجا داستان لامپ عوض کردن من رو گیر اوردی
دیگه...